سيد جعفر سجادى
1181
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
او همچو حكم خاصى باشد ، پس در معرفت اسباب نزول فوايد بسيار بود . نوع ششم - معرفت ناسخ و منسوخ ، چه مكلف را عمل بناسخ شايد كردن ، و بمنسوخ نه . نوع هفتم - علم تأويلست ، چنان كه لفظ نفى باشد - و مراد اثبات چنان كه فرمود : لا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيامَةِ . اى اقسم . و همچنين : ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ ( اى تسجده ) و امثال اين بسيارست ، و گاه لفظ عام باشد ، و مراد يك شخص بود ، چنان كه : قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ ، چه مراد از ناس اول نعيم بن مسعودست . و گاه باشد كى به عكس اين بود ، چنانك : فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ . چه مأمور اگر چه معين است - اما مراد جمله مكلفاناند . و چنان كه : لفظى در جائى بيايد كه در ظاهر تناقض باشد بر دو وقت حمل كنند ، و چنان كه : فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ . و جاى ديگر فرمود : لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ نوع هشتم - علم قصص است و در آن حكمتهاء بسيارست . اول - آنكه ( از ) قصص اوائل معلوم شود كه عاقبت مطيعان در دنيا و آخرت ثنا و ثواب بود ، و عاقبت عاصيان و بال و نكال ، و اين سبب آن بود - كه مردم بطاعت ميل كنند و از معصيت اجتناب نمايند . دوم - آنكه : محمد عليه السلام امى بود - و هيچ كس را شاگردى نكرده بود ، پس چون از قصصهاء اوايل حكايت كند چنان كه درو « ى » هيچ خطا و خلل نباشد معلوم شود كه از وحى معلوم كرده « است » . سيم - آنكه تا محمد را عليه السلام معلوم شود كه رسولان متقدم از قوم - و امت خويش زحمتهاء [ بسيار ] كشيدهاند ، و او نيز برنجهائى كه از قوم خود مىديد راضى شود . نوع نهم - علم استنباط معانى قرآن چنان كه علماء اصوليين - [ وفقه ] و غير هما مسائل اصولى و فقهى از قرآن بيرون آوردهاند . نوع دهم - علم ارشاد ، و نصيحت « و » مواعظ و امثال ، اين قدر از علوم قرآن آنست كه عقول بشر به آن مىرسد ، و الا او بحريست كه ساحل ندارد . نوع يازدهم - علم معانى و آن معرفت خواص تراكيب باشد در افادت - و آنچه خواص تراكيب باشد در افادت - و آنچه متصل شود بتراكيب : از استحسان - و غيره ، تا متحرز شوند - بسبب وقوف بر آن خواص ، از خطا در تطبيق كلام ، بر آن وجه - كه حال مقتضى آن باشد . نوع دوازدهم - علم بيان - و آن معرفت ايراد معنى واحدست در طرق مختلف بزيادت وضوح ، و خفا در دلالت بر آن - و نقصان آن ، - تا احتراز كنند بوقوف بر آن از خطا در مطابقه ، كلام ، مر تمام مراد ازو . ركن دوم علم اخبار رسول عليه السلام و آن نيز انواع است . چون دانستن اسماء محدثين و مدلسين و كنى - و القاب ، و قبايل - و انساب و مذاهب و اعمار - و بلدان و اوطان ايشان - و چون معرفت صحابه - و تابعين - ( و تبع تابعين ) و اولاد ايشان . و چون معرفت غريب حديث و فقه آن ، و تصحيفاتى كى در متون و اسانيدست و چون معرفت جرح - و